روشنـــــــا

صدق الله العلی العظیم

روشنـــــــا

صدق الله العلی العظیم

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آسیب دروغ» ثبت شده است

هوالحق 

مخاطبان خاص روشنا 

سلام 

خیلی وقت ها تو زندگی روزمره همه ما پیش اومده که تعارف کردیم یا بهمون تعارف شده یا باهامون تعارف کردن و خلاصه تعارف اندر تعارف که خصوصا تو کشور ما بسیار درگیرشیم ... 

جایی می خوندم:

شخصی نزد عارفی رفت و طلب موعظه کرد، عارف گفت: صادق باش . شاخص ‌ترین لقب امام ششم علیه السلام لقب صادق است.

در روایت است که صداقت شمشیر برنده خداست بر روی زمین و آسمان؛ بهترین راه برای حل مشکلات صداقت است؛ صداقت انسان را نجات می ‌دهد.

امام صادق علیه السلام را صادق می‌گویند چون در قول و فعل صادق بودند. به مهمان تعارف نکردند داخل شود و فرمودند: من خسته‌ام و اگر تعارف کنم تعارف من دروغین است.

حواسمون به تعارف ها باشه چه نسبت به خودمون چه دیگران ... 


ریحانه سادات
۲۱ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۱۳ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱ نظر
هوالحق
مخاطبان خاص روشنا 
سلام 
گاهی فکرمی کنم پینوکیو اگر زنده بود،
شاخ در میاورد ...

این روزها، دروغ بیشتر شده،
ولی دماغ ها زیباتر ...
ریحانه سادات
۱۸ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۳۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر

هوالحق 

مخاطبان خاص روشنا 

سلام 

یکی ازانواع فقر فرهنگی اینه که تو بازار هامون صداقت حرف اول رو نزنه ...


ریحانه سادات
۱۶ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۰۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر
هوالحق
مخاطبان خاص روشنا
سلام

اگر نداشتن صداقت ریشه بسیاری ازمسائل روانی ماست، 
صداقت منبع سلامت ذهنی و روانی است. وقتی صادق باشیم از احساس گناه، نگرانی و بسیاری از ناراحتی‌های ذهنی خلاص می‌شویم در این زمان است که به حرمت نفس و اطمینان خاطر می‌رسیم.
ریحانه سادات
۰۵ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

هوالحق

مخاطبان خاص روشنا

سلام

زیاد که بدهکار بشی 

مدام دنبال رهایی از موقعیت و شرایط بد بدهکاری هستی به قیمت وعده دادن های زیاد و دروغ و ...

ریحانه سادات
۰۴ فروردين ۹۷ ، ۲۰:۵۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

هوالحق

مخاطبان خاص روشنا

سلام



🔹اگر در خانواده‌ای صداقت باشد، اعتماد به هم برقرار می‌‌شود. وفا در آن خانواده برقرار می‌شود. ایمان در آن خانواده پایدار است.

 یکی از آثار نداشتن صداقت این است که امیرالمؤمنین فرمود: اگر کسی دروغ در زندگی بگوید، قطعاً دیگر اعتماد نخواهد بود. فرمود: «مَن عُرِفَ بالکذبِ» اگر کسی را به دروغ شناختند، «قَلَّتِ الثِقَةُ بهِ» اعتماد به او کم می‌شود. این خیلی مهم است.

 گاهی ما یک دروغ می‌گوییم و ممکن است یک جایی یک منفعتی هم ببریم، یک کاری می‌خواستیم بکنیم و بالاخره به نفع ما تمام شد. ولی آن اعتماد که از دست برود، آن ضررش خیلی بیشتر از منفعت جزئی است که ما الآن در اینجا داریم.

منبع : 

 حجه الاسلام و المسلمین حسینی قمی 

 برنامه سمت_خدا ، مورخ ۹۵/۱۲/۱۷

ریحانه سادات
۰۳ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۴۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

هوالحق 

مخاطبان خاص روشنا 

سلام


 اَلحَسَدُ ما حِقُ الحَسَناتِ وَ الزَّهوُ جالِبُ المَقتِ 
حسد، کارهای خوب را از بین می برد و دروغ، دشمنی می آورد. 
(بحارالانوار، ج69، ص 200) 



ریحانه سادات
۰۱ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۳۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

هوالحق

مخاطبان خاص روشنا

سلام

و محبوب در کلام نورانی خویش هشدار فرمود :


  فَوَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ  سوره مبارکه طور ۱۱

پس سعی کنیم  نشانه ها و آسیب ها ی عدم صداقت را بهتر و ببشترببشناسیم .

پژوهشهای روانشناسی نشان داده که بیش از دوسوم افراد هنگام دروغ گفتن به سمت چپ یا چپ و بالا نگاه می کنند، تمایلی به ایجاد ارتباط چشمی ندارند و رنگ پوستشان نیز سرخ تر می شود !

اگر میخواهیم طعم و شیرینی عبادت و زندگی را بچشیم دروغ را باید ترک کنیم چه شوخی و چه جدی آن را.


منبع : @hefzequranchannel


ریحانه سادات
۲۱ اسفند ۹۶ ، ۰۱:۳۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

هوالحق 

مخاطبان خاص روشنا 

سلام 

داستانی عبرت 


در کتاب احیای علوم دین غزالی  مجلد سوم، صفحه 288 روایت آموزنده‌ای نقل شده است که مشروح آن در زیر می‌آید:


شخصی از حضرت عیسی (علیه‌السلام) تقاضا کرد که همراه او به سیاحت و سیر در صحرا و بیابان برود. عیسی (علیه‌السلام) پذیرفت و با هم به راه افتادند تا به کنار رودخانه بزرگی رسیدند و در آنجا نشستند و سفره را پهن کرده و مشغول خوردن غذا شدند. آن‌ها سه گرده نان داشتند. دو عدد آن را خوردند و یک عدد از آن باقی ماند. عیسی (علیه‌السلام) به سوی نهر رفت و آب آشامید و سپس بازگشت ولی نان باقی مانده را ندید. از هم‌سفر پرسید این نان باقی مانده را چه کسی برداشت؟ او عرض کرد نمی‌دانم.

پس از این ماجرا، برخاستند و به سیر خود ادامه دادند. عیسی (علیه‌السلام) آهویی را که دو بچه‌اش همراهش بودند در بیابان دید. یکی از آن بچه آهوها را به سوی خود خواند. آن بچه آهو به پیش آمد. عیسی (علیه‌السلام) آن را ذبح کرد و گوشتش را بریان نمود و با رفیق راهش با هم خوردند. سپس عیسی (علیه‌السلام) به همان بچه آهوی ذبح شده فرمود برخیز به اذن خدا. آن بچه آهو زنده شد و به سوی مادرش رفت. عیسی (علیه‌السلام) به همسفرش فرمود؛ تو را به آن کسی که این معجزه را به تو نشان داد سوگند می‌دهم بگو آن نان باقی مانده را چه کسی برداشت؟ او باز به دروغ گفت نمی‌دانم!

عیسی (علیه‌السلام) با او به سیر خود ادامه داد تا به دریاچه‌ای رسیدند. عیسی (علیه‌السلام) دست آن همسفر را گرفت و روی آب حرکت نمود. در این هنگام عیسی(علیه‌السلام) به او فرمود؛ تو را به آن خدایی که این معجزه را نیز به تو نشان داد بگو آن نان را چه کسی برداشت؟ او باز گفت نمی‌دانم!

با هم به سیر خود ادامه دادند تا به بیابانی رسیدند. عیسی (علیه‌السلام) با همسفرش در آنجا نشستند. عیسی (علیه‌السلام) مقداری از خاک زمین را جمع کرد، سپس فرمود به اذن خدا طلا شو. خاک جمع شده طلا! عیسی (علیه‌السلام) آن طلا را سه قسمت کرد و به همسفرش فرمود؛ یک قسمت از این طلا مال من و یک قسمت مال تو و یک قسمت دیگر مال آن کسی که نان باقی مانده را خورد. همسفر بی درنگ گفت؛ آن نان را من خوردم!

عیسی (علیه‌السلام) به او فرمود؛ همه این طلاها مال تو! تو به درد دنیا می‌خوری نه همسفری با من! عیسی (علیه‌السلام) از او جدا شد و رفت. او در بیابان ناگهان دید دو نفر می آیند. تا آن دو نفر به او رسیدند و دیدند صاحب آن همه طلاست، خواستند او را بکشند تا دو نفری صاحب آن همه طلا گردند. او به آن‌ها گفت مرا نکشید، این طلا را سه قسمت می‌کنیم. آن‌ها پذیرفتند.

پس از لحظاتی این سه نفر، یکی از افراد خود را برای خریدن غذا به شهر فرستادند. آن شخصی که به شهر می‌رفت با خود گفت؛ خوب است غذا را مسموم کنم و آن دو نفر بخورند و من تنها صاحب همه آن طلاها گردم! آن دو نفر که کنار طلاها نشسته بودند با هم گفتند؛ خوب است وقتی که غذا را آورد، او را بکشیم و این طلاها را دو نصف کنیم. هر دو این پیشنهاد را پذیرفتند. وقتی که آن شخص به شهر رفت و غذا را آورد، آن دو نفر او را کشتند! سپس با خیال راحت مشغول غذا خوردن شدند و طولی نکشید مسموم شده و به هلاکت رسیدند.

هنگامی که عیسی (علیه‌السلام) از سیاحت خود بازگشت، دید سه نفر کنار طلاها افتاده و مرده‌اند. به اصحابش فرمود؛ این است دنیا، از آن بر حذر باشید که فریبتان ندهد. 

منبع : فراوری: شکوری، بخش دین تبیان.

ریحانه سادات
۱۵ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۳۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر